نمونه پایان نامه: دانلود پروژه بررسی تئوری شاهی آرمانی و تداوم آن در دوره اسلامی – قسمت اولپایان نامه دانشگاه:


نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

این مقاله به دنبال بررسی نظریه شاهی آرمانی در ایران باستان و به عبارتی اندیشه سیاسی ایرانشهری و تداوم آن در دوره اسلامی می‌باشد؟ سؤال اساسی این می‌باشد که مدل رهبری سیاسی ارائه شده در اندیشه سیاسی ایرانشهری کدم می‌‌باشد؟ و این تئوری ارائه شده در دوره بعد از اسلام به چه شکلهایی متجلی شد؟ فرضیه‌ای که مورد سنجش قرار می‌گیرد این است: مدل رهبری سیاسی در اندیشه ایرانشهری
Persian utopia تئوری شاهی آرمانی بوده است؛ بعد از ظهور اسلام این تئوری در قالبهای مختلف از قبیل فلسفه سیاسی، سیاستنامه و حکمت اشراق …. تداوم پیدا کرد، اما این قالبهای تفکر هر کدام به فراخور موقعیت و شرایط سیاسی خاص خود، وجوهی از آن برداشته و در قالب تفکر خاص خود ادامه دادند.

مفهوم بنیادین اندیشه سیاسی ایرانشهری شاه آرمانی دارای فرّه ایزدی است که شاه آرمانی دارای فرّه ایزدی عین شریعت است و نه هجری آن؛ اندیشه شاه آرمانی دارای حره ایزدی در کهن‌ترین منابع اندیشه‌ ایرانشهری آمده است و با همین مفهوم بنیادین، اندیشه‌ سیاسی مسیحی سده‌های میانه و بویژه روم شرقی پیوند می‌یابد که در آن نیز شاه موجودی نامیرا و خدا گونه است. شاه آرمانی نیز از آنجا که دارای فرّه ایزدی است. در نوشته‌های ایرانشهری به عنوان انسانی خداگونه، نماینده و برگزیده خدا بر روی زمین فهمیده می‌شود (طباطبائی؛ 1375: 131)

2- جهان بینی در ایران باستان

با اینحال، اندیشه سیاسی مردمان باستان در بافت کلی جهانشناسی آنها جای گرفته است. جهان‌شناسی شیوه‌ای در پرداخت اندیشه است که فلسفه، دین، اخلاق و اندیشه سیاسی را با هم در بردارد، در جهان شناسی و جهان بینی ایرانیان، جهان دارای نظم و همگونی است. این نظم طبیعی، مقدس، و قا بل احترام است. البته این نحوه نگرش اختصاص به ایران ندارد؛ در واقع، کیهان شناسی غالب در میان انسانها تا قبل از عصر نوزایی (رنسانس)، نه فقط در میان ایرانیان، بلکه در همه جای دنیا، جهان را مجموعه‌ای می‌دانست که می‌توانست که می‌توان آنرا به یک خیمه همانند نمود. در این جهان خیمه‌ای همه چیز موزن است، چرا که طبیعت چیزها این طور تلقی می گردید و این طور استنتاج می‌‌شد که این موزونی مقدس است. (رجائی، 1373: 40-41)

در جهان شناسی هند و ایرانی، آرته (Arta) مفهوم مهمی است . آرته آیین و شیوه‌ای است که سراسر جهان هستی از طبیعت تا جامعه و تا عالم مجردات را به هم پیوند می‌زند. آرته که زیر بنای فکری آریائیهای ایرانی را تشکیل می‌دهد، همه ابعاد زندگی انسان در جامعه و نظام هستی و کل عالم وجود را در بر می‌گیرد و حیات در این چارچوب معنی می‌یابد.

آرته پایدار نامنظم کیهانی و ناموس ازلی طبیعت است و چون در اندیشه سیاسی ایران همواره آرته به مثابه الگوی تبیین و توجیه نظام سیاسی ایرانشهری به کار رفته است، می‌توان گفت که نظم زمینی و نظم بشری مورد توجه بوده است. آنچه در چارچوب نظام سیاسی می‌گنجد، نیک و مقدس است و آنچه بیرون از آن قرار می‌گیرد، بیرون از نظم قدسی کیهان انگاشته می‌شود. جهان باستان، جهانی منظم و بسامان است و این سامان و نظم، خود از الگوی نظم کیهانی و آیین متعالی هستی گرته‌برداری شده است؛ آرته‌ای که نظم را نه تنها در آسمان و کیهان، بلکه در زمین نگاه می دارد. طبق ایدئولوژی‌های ایرانیان باستان، آرته نظام و آئینی بوده است که سراسر عالم هستی را به هم می‌پیوسته، و بر همه امور، کلی و جزئی، و به همه اشیاء، خرد و بزرگ، حاکم بوده است. در نظر ایرانیان راستی که معنی آن به «عدالت» نزدیکتر بوده است تا به سخن راست، هماهنگ شدن با نظام اخلاقی و اجتماعی بوده، و ظلم و دروغ، شکستن و بر هم زدن این آئین. آرته آئینی است بی زوال و پایدار که دوام و بقای جهان، نظم و صلح شهر و کشور ، و شادی و فرخندگی آدمی در هر دو جهان بسته بدان است. اندیشه راست، گفتار راست و کردار راست، اندیشه و گفتار و کرداری است که با این آئین‌ها هماهنگ باشد، و کسی که اندیشه و گفتار و کردار خود، یعنی جمیع اعمال حیاتی و فعالیتهای روحی و فکری خود را با این نیروی الهی یکی و موافق بسازد، با آن پایدار و بی‌زوال خواهد گشت و پس از مرگ نیز براستی پیوسته خواهد بود. (مجتبائی، 1352 : 32-30)

  1. ویژگیهای شاه آرمانی:

حال این سؤال پیش می‌آید که اجرا کننده‌ این آئین چه کسی می‌باشد و یا به عبارت دیگر این آئین را چه کسی جامعه عمل می‌پوشاند؟ پاسخ را باید در مفهوم شاهی آرمانی دوران اساطیری جستجو کرد. شاه آرمانی و دارای فرّه ایزدی در اندیشه سیاسی ایرانشهری مانند “خدایی بر روی زمین عمل” می‌کند و دارای دو صفت جلال و جمال است (طباطبائی، 1275:166) توجه به این نکته ضروری است که در اندیشه ایرانیان باستان، فقط فرمانروایی کسانی که با نظم کیهانی هماهنگ هستند، یعنی شاهی آرمانی، می‌تواند جامعه را به سوی سعادت ببرد. وقتی چنین کسانی فرمانروایی کنند، طبیعت نیز با جامعه هماهنگ می‌شود و خیر و برکت خود به مردم ازرانی می‌شود؛ ولی هنگاهی که دروغ چیره شود، نظم زمینی و آسمانی به هم می خورد و طبیعت نیز از انسان روی بر می‌گرداند، باران به موقع نمی‌بازد، درختان میوه‌ نمی‌دهند و قحطی و خشکسالی همه جا را فرا می‌‌گیرد (صالحی، 1382: 184) حال باید به خصایص و ویژگیهای حاکم و فرمانروا یا شاه آرمانی پرداخته شود. ایرانیان خصائص ویژه خود را برای نهاد حاکمیت قائل بودند. در نزد آنها رفاه و اعمال کننده حاکمیت که به نظر آنها پادشاهی بود می‌‌باید از زور، آیین وفر برخوردار باشد. در زبان علم سیاست امروز به سادگی می‌توان برای این سه مفهوم، واژگانهای تخصصی امروزی برابر نهاد. به ترتیب می‌توان از قدرت موثر، قرارداد اجتمای و یا قانون اساسی و شوکت یا جلال استفاده نمود. (رجائی، 1375: 78)

الف- قدرت مؤثر و یا زورها:

حاکم و اعمال کننده قدرت سیاسی کسی است که قدرت در اختیار دارد و در بالاترین مقام و شأن سیاسی می تواند خواست خود را جامعه عمل بپوشاند. اما این پادشاه قدرتمند و برخوردار از قدرت مؤثر می‌بایست چهار خصیصه داشته باشد که عبارتند از: نژاد ، گوهر، هنر و خرد. آریائیان به داشتن خون پاک و اصیل بسیار تأکید می‌کردند. مراد از گوهر یا سرشت همان است که امروزه از آن با مفهوم استعداد یاد می‌گردد. مراد از هنر فرهیختگی بود و تربیت که همه شامل آموزش و تکنیک‌ها و نقشهای رفتاری بود و هم تعلیم و ممارست نوعی سلوک شمرده می‌شد. مراد از خرد نیز برخورداری از عقل سلیم است.

ب- آیین یا قرارداد اجتماعی: بر سلطان و حاکم فرضی است که آیین را بشناسد و در واقع نه تنها دنباله‌رو باشد بلکه در صورت امکان به تشویق و تبلیغ آیین خویش بپردازد. در معنای فلسفی و جهانشناسی آن، منظور از آیین درک معنای آرته یا رشد است که توضیح آن رفت. (رجائی، 1375: 85-78).

پ- فرّه ایزدی یا شوکت:

فرّه ایزدی یکی از مفاهیم مهم در جهان شناسی و اندیشه ‌سیاسی ایرانی است این واژه صورت جدید واژه‌های قدیمی‌تر یعنی فورند و فوره است. فورن در اوستا و فوره در زبان پهلوی (پارسی میانه) آمده است.

«فرّه ایزدی» نخستین بار در دوران هخامنشی و از زمان داریوش به کار رفته است؛ هر چند در دورن ساسانی تداوم و گسترش یافته است. حتی این نگرش وجود دارد که چه بسا فرکیانی یعنی نیرویی که خداوند به شاهان عطا فرموده،‌ از راه اوستا به نوشته‌های دوره اسلامی رسیده باشد (طباطبائی،‌ 1375: 5-134) در حقیقت، فرّه ایزدی آموزه ای ایرانشهری است که دو بخش تاریخ ایران زمین را به هم پیوند زده است.

داریوش در کتیبه نقش رستم، اهورامزدا را چین می‌ستاید. خدای بزرگ است اورمزدا، که این زمین را آفرید؛ که آسمان را آفرید؛ که مردمان را آفرید؛ که برای مردمان شادی آفرید؛ که داریوش را شاه کرد؛ یک شاه از بسیار (شاهان)؛ یک فرمانرورا از بسیار (فرمانروایان) (مجتبائی، 1352: 13) آنچه از فرمانهای شاهنشاهان ایران زمین و نیز بندهای برگرفته از اوستا بر می آید، این است که شاهی آرمانی در فرمانها و فرّه مند بودن در اوستا دارای وجه‌ای دینی می‌بوده و شهریاران ایران زمین، همه شاهانی دین آگاه بودند و به همین دلیل، گفته شد که فرمانروایی ایرانیان بر مایه‌ قانون و داد استوار شده بود. (طباطبائی، 1375: 167)

متن کامل در سایت امید فایل 

در اوستا از دو گونه فر سخن گفته شده است: فرّ ایرانی و فرّکیانی. بر این پایه، فرّ، فروزه‌ای است که از سوی اهورامزدا به سرزمین ایران و پادشاهان تعلق یافته است در پرتو همین نیروی ایزدی، اهورمزدا هستی را در کمال زیبائی پدید آورده و این نیروی معنوی را پشتیبانی کسانی کرده است که شایستگی داشته‌اند. بی گمان پایداری و نیرومندی فر به اصل خویشکاری وابسته است، یعنی فر شاهی در آن است که در سرکوب نیروهای اهریمنی و نگاهداشت “داد و آیین ایزدی” بکوشد و هر چه در خویشکاری خود که همانا پاسداشت داد و نیکی و راستی است، استوار باشد، فره او نیرومندتر و نیکبختی‌اش تمامتر خواهد بود، یعنی سهم بردن از ویژگیهای اهورایی و مانند شدن به ایزد (مجتبائی، 1352:‌ 55-53)

فردوسی نیز در شاهنامه، برجسته‌ترین ویژگی شاه آرمانی را فرّ او دانسته است. با خواندن داستانهای شاهنامه می توان دریافت که درخشانترین شخصیت برخوردار از فره ایزدی، از نگاه او، خسرو انوشیروان بوده است؛ و چنین می‌نماید که ضحاک تنها فرمانروایی بی بهره از فر بوده است. همچنین، بارزترین نمونه شاهی که فره ایزدی از او گرفته شده، جمشید است. روشن است که فره ایزدی در شخصیتهایی رخ می‌نماید که به آیین داد و خرد پیوسته باشند و اگر کسی از آیین ایزدی روی برتابد و به دروغ بپیوندد ، هرگز به فر نخواهد رسید. از این رو، ضحاک از فره ایزدی بی بهره ماند، و جمشید هم تا زمانی که راه راستی و داد می پیموده، از فرّ کیانی و تأیید یزدانی برخوردار بوده و‌ آن هنگام که به دروغ گرویده، فر از او جدا گشته است. (مجتبائی، 1352: 94).

بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که فره بعد فلسفی و متافیزیکی و مشروعیت دهنده حکومت ومقام و منزلت شاهی است. وقتی گفته می شود کسی دارای فره است، در ذهن شنونده صفاتی چون پادشاهی، پرهیزکاری، خردمندی، بزرگی و اشرافیت القاء می گردد. (رجائی، 1375: 86)

4- تداوم اندیشه ایرانشهری در دوره اسلامی

بسیاری از وجوه اصلی جهانشناسی و اندیشه‌ سیاسی ایران باستان در دوره اسلامی نیز به گونه‌هایی ادامه یافت. برخی از جریانهای فکری در ایران با روشنی بیشتر، شیوه‌ تفکر ایرانشهری را پی گرفتند. فلسفه سیاسی فارابی، جریان سیاستنامه نویسی و نیز حکمت اشراق سهروردی، هر چند تفاوتهایی با هم دارند،‌ در تداوم اندیشه ‌ایرانشهری به هم نزدیک شده‌اند. در واقع،‌ در هر کدام از این قالبتهای فکری وجوهی از تئوری شاهی آرمانی پس از ظهور اسلام تداوم تاریخی یافته است.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا" از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *